"در این دنیا هر کسی به یک نفر آسیب میزند!" اگر اینکار را نکنی از بین میروی و به هیچ وجه به حرف کسانی که میگویند این آدم های خوب اند که از میان میروند، گوش نکن! فقط ضعیف تر ها از میان میروند و آنها لزوما افراد بهتری نیستند.
من هیچگاه ادعا نکردم که زن ها از مردها بهتر اند و یا اینکه بخاطر خوش قلبی شان، سزاوار نیستند که بمیرند. آدم خوب یا بد بودن اصلا به حساب نمی آید. زندگی در این دنیا ربطی به این مسائل ندارد، بلکه مربوط به زنجیره ای از نیرو های مبتنی بر خشونت است. و بقا در خشونت است. تو کفش های چرم می پوشی چون یک نفر گاوی را کشته و پوستش را کنده تا به چرم تبدیل کند. تو پالتوی پوستین خزدار میپوشی چون یک نفر نه یک حیوان بلکه صدها حیوان را کشته تا پوستشان را از تنش بکند و با آن پالتو بدوزد. تو ران مرغ را میخوری چون یک نفر مرغی را که به کسی آزار نمی رساند را کشته است. البته نمی شود گفت به هیچکس، چون به هر حال آن مرغ هم چند کرم را که با آرامش درحال خزیدن بوده اند و کاری جز خوردن گیاهان نمیکرده اند را خورده است.
همیشه کسی هست که برای زنده ماندن دیگری را میخورد یا پوستش را میکند. از انسان ها گرفته تا ماهی ها. حتی ماهی ها هم هم دیگر را میخورند، بزرگ تر ها کوچک تر ها را میبلعند. همین قضیه در مورد پرندگان و حشرات نیز صدق می کند. من معتقدم که تنها گیاهان هستند که کسی را نابود نمی کنند. آن ها فقط از آب و نور خورشید تقضیه میکنند. البته گاهی پیش می آید که بخاطر ازدحام درخت ها، نور و آب کافی به برخی از آنها نرسد و باعث شود پژمرده شوند و از میان بروند.
-کتاب: نامه ای به کودکی که هرگز زاده نشد
برچسب:
نویسنده: ماهان عابدی