ترس و شرم، والدین خود آسیب دیده ما هستند. خود آسیب دیده ما در تلاش برای جدایی و فرار از احساس بی ارزش بودن ماسکی می سازد که بتواند پشت آن پنهان شود. این خود دروغین تنها یک ماموریت دارد: پنهان کردن تمام بخش های ناخواسته و غیر قبول ما.
در کودکی هر چقدر بیشتر خود را ابراز میکردیم و هر چه بیشتر رفتار هایی می کردیم که با انتقاد و احیانا تنبیه مواجه می شدند، از خود واقعی مان دور تر میشدیم. با هر اتفاقی که تایید نمی شد و یا هر چیزی که بخاطر جیغ و فریاد یا سوال پیچ کردن و مخالفت بزرگتر ها و والدین می شد، از خودمان دور میشدیم. در این حین ما از شادی، نشاط و از قلب های همیشه شادمان دور میشدیم.
به همین دلیل برای اطمینان از بقای احساسی مان سعی کردیم واقعیت وجودی خود را پنهان کنیم و تبدیل به کسی شدیم که معتقدیم خود واقعی و خود قابل تایید ماست.
با هر بار طرد شدن، بیشتر و بیشتر از خودمان دور میشدیم. روز به روز با هر تجربه ی متفاوتی ناخواسته دژی محکم از خود دروغینمان ساختیم. این دژ محکم برای پنهان کردن آسیب پذیری، حساسیت و توانایی ما در تشخیص خود واقعی مان به کار میرود.
-چرا آدم های خوب کارهای بد میکنند.
برچسب:
نویسنده: ماهان عابدی