شاید غم و اندوه انسان ناشی از یک سوء برداشت باشد! سوء برداشت از عشق، احساسات دیگران به خودمان و حتی زندگی.
اکنون می دانم که دانستن منجر به عذاب نمیشود در واقع دانستن وقتی تو را عذاب میدهد که دانش تو نسبت به چیزی ناقص باشد. عشق زمانی عذابت میدهد که خودت را اسیر معشوق بدانی و کم کم خودت را از یاد ببری. تو در خواب غفلت خودت، بارها و بارها خودت رو فدای معشوق میکنی و درد میکشی تا وقتی که شدت درد به حدی زیاد میشود که بالاخره بتوانی آن را کنترل و به تدریج درمان کنی. بزار بهت بگم این عشق نیست، بلکه جنون تحقیر آمیز است. عشق یعنی با وجود تمام آزادی که داری در کنار معشوقت بمانی.
وقتی از آدم ها میبری که فکر کنی تمامی رفتار هایشان را میفهمی و میتوانی به درون ذهنشان نفوذ کنی. آدم ها شبیه هم نیستند و در هر زمان توان این را دارند که غافلگیرت کنند. پس مطمئن باش همشون نمیخوان بهت آسیب بزنن حداقل نه تا وقتی که خودت شرایط رو برای آسیب زدن به خودت محیا کنی، قلبت دشمن تو نیست تو رو به راه درست هدایت میکنه ولی هیچوقت نفست رو با حرف های قلبت اشتباه نگیر!
زندگی چیه؟ هر انسانی حداقل یک بار این سوال رو از خودش پرسیده. زندگی پوچه مگه نه؟ ولی تا الان از خودت پرسیدی که پوچی یعنی چه؟ پوچی یعنی فردایی نیست پس تو میتوانی با استفاده از قدرت اختیارت هر زمان که بخواهی تغییر کنی، پوچی یعنی اینکه همه چیز ناپایداره و گذراست حتی غم یعنی اینکه هیچ چیز انقدر ارزش نداره که خودت رو براش نابود کنی.
برچسب:
نویسنده: ماهان عابدی