تصور کنید پیام تو بد هستی را هزاران بار قبل از ده سالگی بشنوید. حتی اگر جز محدود افراد خوشبختی باشید که به شما گفته اند خیلی خوبید، باز هم اگر کاری ضد آن کرده باشید، این حرف را شنیده اید. البته نه از رو بدجنسی.
البته خیلی از این حرف های برای این بوده که زودتر بزرگ شویم و مودب باشیم ولی این جمله را که تو بدهستی را واضح و روشن میگفتند.
بیشتر کسانی که دیده ام. کسانی که چه والدین خوب و بد داشته اند بارها این حرف ها را شنیده اند. شما بدون اینکه متوجه شوید این پیام هارا درون خود ثبت میکنید به همین دلیل است که پیام هایی که اغلب سمی هستند درون شما زندگی میکنند.
این فرآیند آگاهانه اتفاق نمی افتد و دلیل آن بررسی حقایق، یا تجزیه تحلیل اعتبار رفتار های دیگران و پیام هایی که میشنوید نیست. در وافع آنچه که شکل میگیرد و رخ میدهد در زمانی پیش از آنکه قدرت استدلال داشته باشیم، و حتی پیش از آنکه بتوانید درباره کسانی که این پیام های منفی را به شما می گویند قضاوت کنیم رخ میدهد ولی بدون آنکه بدانیم به آن کلمات ارزش میدهیم، بر اساس آن ها تصمیم میگیریم و اجازه میدهید همه ی آن افکار منفی در ذهنمان ثبت شود.
ما نادانسته در شکل گیری بدن پر شرم خود شرکت می کنیم.
شرم سمی ، ریشه ی کارهای بد ما و هم چنین عامل اتفاقات بدی است که برای ما رخ میدهد. شروع آن زمانی است که احساس خوب نبودن در وجودمان نفوذ کند. ما بدون اینکه توجه کنیم روح و روان جوان ما تا چه حد حساس و تاثیر پذیرند این احساسات منفی را به درون خود راه میدهیم. حتی اگر بهترین پدر و مادر های دنیا را داشتیم هر بار که رفتاری نامناسب از خود نشان میدادیم یا هر بار که خلاف انتظار آن ها رفتار میکردیم باز هم این جمله را می شنیدیم " تو بد هستی. "
-چرا آدم های خوب کارهای بد میکنند
برچسب:
نویسنده: ماهان عابدی